سديد الدين محمد عوفى

190

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

برنجاند . الهام حقّ درآمد « 1 » تا آستين بر سر آن دخترك انداختم و سر « 2 » آستين خود را « 3 » بوسه « 4 » دادم . پس « 5 » امير المؤمنين را « 6 » از آن ادب من « 7 » خوش آمد و گفت : اگر به خلاف اين كرده بودى « 8 » از نعمت حيات محروم شده بودى « 9 » . پس مرا ده هزار درم فرمود و به سلامت از آنجا بازگشتم و آن « 10 » سيم‌ها را به صدقه دادم كه از آن ورطه به سلامت « 11 » خلاص يافتم . و اين حكايت را « 12 » ادبى لطيف « 13 » درش « 14 » متضمّن « 15 » است ، چه هيچ سرمايه در « 16 » خدمت ملوك « 17 » خوبتر از ادب نيست و هر « 18 » خدمتگارى « 19 » كه از حدّ ادب بگذرد سر در سر « 20 » كار كند . [ سر گذشت جوانى اصمعى و فايد تحصيل علم ] حكايت ( 6 ) اصمعى مىگويد در آن ايّام كه من تحصيل « 21 » مىكردم و از مال دنيا نصيبى نداشتم « 22 » و به فقر وفاقه روزگار مىگذاشتم هر بامداد كه صبح صادق پيراهن نيلى خود چاك كردى من درّاعه در « 23 » پوشيدمى و از براى طلب علم از خانه برون آمدمى « 24 » . و در « 25 » راه گذر من بقّالى بود فضول و از من سؤال كردى كه به كجا مىروى ! و من « 26 » گفتمى « 27 » : به نزديك فلان محدّث . و به وقت مراجعت همان سؤال بكردى و گفتى

--> ( 1 ) مپ 2 : مرا در خاطر آمد ، مج : در رسيده ( 2 ) مج - تا آستين بر سر آن دخترك انداختم و سر ( 3 ) مپ 2 : و بر آن ( 4 ) مج : بوسى ( 5 ) مپ 2 - پس ( 6 ) متن و مپ 2 - را ( 7 ) متن و مپ 2 : مرا ( 8 ) مج : كردى ( 9 ) مج : مىشدى ، مپ 2 : شدى ( 10 ) مپ 2 + همه ( 11 ) مج - و آن سيم‌ها را . . . سلامت ( 12 ) مج - را ( 13 ) مج + را ( 14 ) مپ 2 - ادبى لطيف درش ، مج : را ( 15 ) مپ 2 + فوايد ( 16 ) مپ 2 : مر ( 17 ) مپ 2 + را ( 18 ) متن + چه ( 19 ) متن + را ( 20 ) متن و مج - سر ( 21 ) متن : تهليل ، مج + علم ( 22 ) مپ 2 - و از مال . . . نداشتم ( 23 ) مپ 2 - در ( 24 ) مپ 2 و مج : آمدى ( 25 ) مج : بر ( 26 ) مپ 2 و مج - من ( 27 ) مج : گفتم